با سلام خدمت بينندگان محترم برنامه
در اين قسمت از برنامه قصد داريم به بررسي يكي ديگر از نويسندگان وبلاگ Zo0om كه موجب دردسر زيادي براي مقامات دولتي و غير دولتي ! شده بود بپردازيم . شاهرخ يكي ديگر از اعضاي اين باند بود كه از شما دعوت مي كنم به ديدن اين برنامه بپردازيد !
متهم سوم

نام : شاهرخ
شهرت : كاكا سياه 
سن: 25 سال
شغل: علافي در مراكز خريد البسه ، تلفن همراه ، كافه تريا دانشگاه و هر جايي كه جنس مونث موجود باشد ! 
جرم : زدن مخ دختر و در چند مورد زن مردم ، عاصي كردن مامان و بابا ! ، ايجاد فساد در محيط فرهنگي دانشگاه
بيوگرافي كوتاه:
شاهرخ معروف به كاكا سياه در محله اي از محلات شمال شهر تهران در يك روز گرم زمستاني مو به جهان گشود ! آخه چون از اول موهاش سيخ و فشن بود اول موهاشو ديدن ! او موجب تعجب بستگان بود چرا كه بر خلاف پدر و مادر كه داراي پوستي سفيد رنگ بودند بچه شان سياه پوست به دنيا آمد ! ازين رو دوستان و آشنايان به او «كاكا سياه» ميگفتند ! پدر و مادر او هر چه تلاش كردند و صفات ارثي را تا 7 نسل آنورتر جستجو كردند اما شخصي را پيدا نكردند كه سياه پوست باشد ! ولي بعدها متوجه شدند پدربزرگ پدربزرگ جد پدريه شاهرخ از بردگان آفريقايي بوده كه زمان برده داري ظالمان طاغوت بي شهامت بي شعور عوضيه ….(ببخشيد يه كم از بحث منحرف شد!) از يكي از كشور هاي عقب مانده آفريقا به ايران منتقل شد ! (براي شرح حال كامل پدربزرگ پدربزرگ جد پدريه شاهرخ به كتاب «تاريخ اسلام و كساني كه مسلمان شدند» مراجعه كنيد)
از يكي از دوستان شاهرخ خواستيم به ما بگه كه چطوري با شاهرخ آشنا شد و چطور آدميه … . كوروش از دوستان قديميه شاهرخه كه بر خلاف شاهرخ راه درست رو انتخاب كرد و در حال حاضر در يكي از كشور هاي بيگانه درحال تحصيل علم و دانش هستند.
-من وقتي 8 سالم بود با شاهرخي آشنا شدم البته كاملا اتفاقي بودم ! حدود ساعت 10-11 شب بود و هوا تاريك . خيابون ما چراغاش سوخته بود ! واسه همين كوچه تاريكه تاريك بود ! فيليپ گم شده بود ! قبلش يه توضيح بايد مي دادم ! فيليپ سگم بود كه داييم واسم از آلمان اورده بود ! دوبرمن بود و سياه مثل شب ولي خدا بيامرزتش چند سال بعد فوت كرد … بگذريم ! داشتم دنبالش مي گشتم كه توي تاريكي ديدم يه چيزي داره حركت مي كنه ! گفتم ايولا سگم پيدا شد ! رفتم بغلش كردم و بوسيدمش ! ولي مشكوك شدم يه كم ! فيليپ كه مو داشت … اين چرا مو نداره ! بغلش كردم بردمش توي خونه ! وقتي ديدمش تا چند دقيقه توي شوك بودم ! اين يه پسر همسن خودم بود !! ولي الانم كه نگاش ميكردم از بس سياه بود با فيليپ اشتباش مي گرفتم ! بعد از اون بود كه با هم دوست شديم …
پيام هاي بازرگاني
محصول جديد از شركت S & V (Sher & Ver) Products آلمان با تاييده FCC !
بزرگ كننده ، كوچك كننده ، سفت كننده ، شل كننده ، نرم كننده سينه !
مناسب براي همه سنين
در كمترين زمان ممكن به سايز و حالت ايده آل خود برسيد.
تحويل در محل و نصب رايگان.
با گارانتي 18 ماهه زووم ! در صورت بروز هرگونه مشكل مي توانيد صاحب شركت را محصول دار بزنيد.
شركت تفريحي – بازرگاني و همينطوري الكيه زووم شما را به ديدن ادامه برنامه دعوت مي كند.
شاهرخ تحصيلات متوسطه را در بهترين دبيرستان تهران ادامه داد اما متاسفانه چون از بهره هوشيه بسياري پاييني (در حد كلم و هويج) برخوردار بود نتوانست هيچ … نه يعني نتوانست پله هاي ترقي را بپيمايد و با پارتي بازي و كلي التماس و خواهش در يكي از دانشگاه هاي آزاد استان هاي غربي قبول شد و در همان دانشگاه و شهر بود كه توسط ماموران گمنام امام زمان دستگير و به دليل خطرناك بودن او ، اورا به زنداني در جزاير كاراييب منتقل كردند.
وكيل مدافع و والدين او همچنان در حال پيگيري پرونده وي در تهران هستند.
دادگاه غيابي شاهرخ:
قاضي= ق
وكيل = و
پدر = پ
روانشناس = ر
ق – جلسه دادگاه رسمي است . سكوت را رعايت كنيد.
پ – به جون حاج خانوم كه ميخوام دنياش نباشه بچه من بيگناهه !
ق – جناب گفتم سكوت رو رعايت كنيد !!
ق – طبق مستندات آقاي شاهرخ ***** به ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم و ايجاد فساد اخلاقي ، رفتاري و و غيره در محيط دانشگاه متهم شدند . اگر اعتراضي داريد اعلام كنيد.
و – جناب قاضي اينا تهمته ! آقاي شاهرخ ***** از با اخلاق ترين مردمان روزگارن !
ق – جناب روانشناس ! در مورد ايشون تحقيق بسياري كردند و منتظر حرفاشون هستيم.
ر – ضمن عرض سلام خدمت دادگاه محترم ! شاهرخ ***** چون از سنين كودكي چون كه رخسار زيبايي نداشته مورد توجه والدين قرار نگرفته و در نزد دوستان هم طرد شده . به همين دليل موجب شده كه در سنين بزرگسالي عقده اي بشه و رو به كارايي بياره كه جامعه با اونها مخالفه و دچار يك دوگانگيه ارزشي كه 3 زاويه و 2 ضلح داشته …
ق – باشه باشه گرفتم ! ختم جلسه رو اعلام مي كنيم.
اين قسمتي از جلسه اول اين دادگاه بود كه براي شما پخش كرديم.
دادگاه شاهرخ ***** حدود 5 سال به طول انجاميد و سپس با پارتي بازي فراوان به 5 سال حبس در زندان انفرادي كه در در و ديوارش را با رنگ سياه رنگ كرده بودند كه شاهرخ نمي توانست در آن سلول خود را ببيند محكوم شد !
شاهرخ بعد از 3 سال از زندان فرار كرد و الان در جنگل هاي آلباني سرگردانه و گهگاه هم با ميمونا رابطه داره از طريق لپ تاپ ميمون اعظم مياد يه چك آف مي كنه و اين وبلاگ رو آپ مي كنه !
از شما سوال کردم غزل چش شده ؟
مبين جون يه كم بخون متنو !!!!
اول آوريله
دروغ 13 وبلاگ ما هم اين بود !!!!
baba to ke mano zahre tarak kardi !
خيلي باحال بود
)
ولي داداشيه بد ! اون چه پيام بازرگاني اي بود؟!!!
اصلش همونه ديگه d:
سلام عماد جان خوبی؟
بابا کجا گذاشتی رفتی یهو؟ تو و A.r.m.i.n ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما که دل نگرونتون هستیم! نمی دونم دلیلتون چی بود واسه رفتن از انجمن ! فقط امیدوارم زود برگردید پیشمون !
بلاگ جالبی دارید !
موفق باشید 4 شگفت انگیز !
دوستان سلام
خيلي ارادت داريما !
كارتون خيلي درسته :دي
البته دوستان ناگفته نمونه كه كاكا سياه بعد از اينكه از زندون فرار كرده تو پاساژ علاء الدين روئيت شده كه در حال قيمت پرسيدن از اين مغازه و اون مغازه شده و جديدا مرشد موبايل شده ! :دي
سلام داداش عماد
وب تو هم قشنگه و هم یه جورایی جالب
خوشحال شدم به من سر زدی هروقت بیای قدمت روی چشم